حسن حسن زاده آملى
395
هزار و يك كلمه (فارسى)
فلك چهارم اما هيئت مجسمه ، حقيقت آن اين است كه در علم هيئت براى تسهيل تعليم و تقريب ذهن به واقع ، تصوير شده است . در بيان آن به طور خلاصه گوييم كه ارباب ارصاد ، كواكب سبعهء سياره - قمر و عطارد و زهره و شمس و مريخ و مشترى و زحل - را در افلاكشان - اعنى مداراتشان - گاهى دور از زمين يافتند و گاهى نزديك بدان . يعنى آنها را نسبت به كرهء ارض ، اوج و حضيض است . و برخى از آنها را در هر دوره دو اوج و دو حضيض است . لفظ اوج معرّب اوگ كلمه هندى است ، يعنى دورترين نقطهء فلك كوكب ، أعنى مدار آن از مركز زمين . حضيض مقابل اوج است كه نزديكترين نقطهء فلك كوكب و مدار آن به مركز زمين است . علاوه بر اين به استثناى شمس و قمر ، پنج كوكب ديگر را نسبت به اهل زمين گاهى مقيم يافتند و گاهى متحرك ، و در حركت هم گاهى به سوى مشرق روند و دوباره به سوى مغرب برمىگردند ، و گاهى به سوى مغرب رهسپارند و دوباره به سوى مشرق برمىگردند ، و همواره به همين سان كه بدين سبب آنها را « خمسهء متحيّره » ناميدهاند . مزيدا اينكه به استثناى شمس ، شش كوكب ديگر را عرض شمالى و جنوبى است كه گاهى در شمال منطقة البروجاند ، و گاهى در جنوب آن ، و گاهى بر نفس منطقة البروجاند كه در اين صورت اخير مانند شمس بلاعرضاند . زيرا كه شمس هميشه در سطح عظيمهء منطقة البروج است ، لذا اين عظيمه را « دائرهء شمسيه » نيز گويند . لاجرم در هيئت مجسمه براى تحصيل و تنظيم اين امور ، مبادى حركات - أعنى افلاك مجسم - را بر نظم و نضد خاصّى چنان تصور كردهاند و ترتيب دادهاند كه به تعبير گرانقدر و رسا و شيواى فاضل قوشچى در شرح فصل دوم از مقصد دوم تجريد الاعتقاد : و كفى بهم فضلا أنّهم تخيّلوا من الوجوه الممكنة ما تنضبط به أحوال تلك الكواكب مع كثرة اختلافاتها على وجه تيسّر لهم أن يعيّنوا مواضع تلك الكواكب و اتّصالات بعضها